|
... شنيدم عروسيته بدونه من چندشبه ديگه... خيلي پستي ميدونستي؟؟ اينوكارات داره ميگه كي ميخوادشب عروسي جاي من پيش توباشه؟؟ كي داره رنگ سياهي توي روزه من ميپاشه؟؟ بگواون كيه كه داره عشقموازم ميگيره؟؟؟؟؟؟؟ كيه اونكه دل يارم توي دست اون اسيره؟؟؟؟؟ من نميتونم ببينم كه تومال ديگروني!!!!!! من بدون توميميرم...نميخواي پيشم بموني؟؟ آخه توچه جورميتوني رخته دامادي بپوشي؟؟ همدمه تنهايياتو به غريبه بفروشي؟؟؟؟؟؟ اي خدامن واسه عشقم خيلي پيشت گريه كردم حالا ديگه ردبريدم...خيلي تنهام پره دردم حالااومدم سراغت..ازخودت بپرسم آيا؟؟؟؟ گريه هاموتونديدي؟؟؟اين عدالته خدايا؟؟؟؟ این ترانه سروده ی خودمه.
اگرخطانكنم عطرعطريارمن است... .كدام دسته گل امروزبرمزارمن است؟؟؟؟؟ گلي كه آمده برخاك من نميداند... .هزارغنچه ي خشكيده دركنارمن است.........
توجاده های برفی هرجاکه سوت وکوره مواظب خودت باش روشنی خیلی دوره
من در عمق خاموشی ها به خواب رفته ام دیگر نمی شود فصل ها را دید و بوی نم را احساس کرد نمی شود آرام بیدار شد و به فردایی تازه فکر کرد من در عمق خاموشی ها به خواب رفته ام
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
امروز جای بوسه ام بر روی گونه ات خالی بود................../// اینجا هیچ صدایی نمی آید بخواب آرام ، عروسک کوچک من ................../// محکم بگیر دستم را و احساسم را لحظه ای باور کن همین یک لحظه رسیدن به تو غنیمت است
؟؟؟
من پرشدم ازحسرت هاوای کاش هاو نبودن هاو/نیستی هاو/سکوت و تباهی ها/ غریبانه درانتظارمرگ نشسته ام تا شایدمرگ حاضرباشد دست های مرابرای همیشه بگیرد... هیچکس نخواست بامن تنهایارباشد وبرای خزون کوچه های دلم بهارباشد جزمرگ پس درانتظارش میمانم..............................
...
کاش... کاش خواب هامون یه روزبه واقعیت میپیوست
مانده ام بي تووباخاطراتت چطونه زندگي كنم؟؟؟ مرانمي بيني يانمي خواهي كه ببيني؟ دلم دركوچه هاي بي نام ونشان قلبت سرگردان به دنبال نشاني ازاحساس ميگردد آري!!!بيهوده به دنبال همان احساسي ميگردد كه حتي يه بارهم ميزباني اش رانكرده اي يا!!! ياهرگزبه ميهماني اش نرفته اي.... مراببين!!براي اندك زماني صدايم راگوش كن!! دستان سردوتهي مانده ازعشقم رانميگيري؟؟؟؟؟ ديكراين تن خسته رادرآغوش نميكشي....؟؟؟؟؟؟ ازمن خطايي جزعشقت سرزده؟؟ گناهي مرتكب شده ام؟؟؟؟ براي چه اينگونه مثال سنگي سخت شده اي؟؟؟ مگرازمن واين تكه داغي كه درسينه ام ميتپد چه ديده اي؟؟ براي چه.....؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلم اسيربي كسيه مطلق است"دراين شهرنشاني ازعشق نميبينم درگوشه ي معبدتنهايي گام برميدارم*صدايي دركنارگوشم فرياد ميزند كه:اينگونه چرابي تاب وسرگرداني؟ به دنبال چه ميگردي؟؟اگربه دنبال عشق آمده اي بيهوده مجو!!!! دراين شهرصدايي ازعشق نخواهي شنيد*دراين شهرتنها صداي پاي مردميست كه مدام زيرلب ذكرغم راتمديدميكنن وبدون آنكه بدانندسيلي برچهره ي شادي ميزنندواوراتحديدميكنند نميدانم چه بگويم؟آياچنين است؟؟؟بازاندكي تامل ميكنم ومي انديشم "كه چگونه به اين صداپاسخ دهم:قبل ازآنكه زبانم براي پاسخ به اواقدام كندقلبم چنين نجواميكند::كه اي دوست پرده ازسخن برميدارم وبي پرده سخن ميگويم اگرديكران نيزچون تومي انديشند:بگويم::: ياگوش مردم كراست يا عشق بي صداشده است.....
دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده. جهان بفرستي. افق برايت آواز بخوانم. ناگفته ام هرگز به دنيا نيايند. وتازه ترين شعرم به تو هديه نشود. چشمهايم بنشانم. عالم پر نمي شود. خاطره...
لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مي نهي بر كلام من ، با احترام سلامت مي گويم خودش دنيايي است. داشتنم را برايت آواز مي شكفد، بسوزد.
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
وتازه ترين شعرم به تو هديه نشود. من تو را ميان چشمهايم بنشانم. که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.
شبی از شبهای دلتنگی از تو می نویسم ... با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم. تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم. پس ازِ يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ، ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم...!!.
دو خط موازي زاييده شدند . پسرکي در کلاس درس آنها را روي کاغذ کشيد . آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد و در همان يک نگاه قلبشان تپيد و مهر يکديگر را در سينه جاي دادند . خط اولي نگاهي پر معنا به خط دومي کرد و گفت : ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ... خط دومي از هيجان لرزيد . خط اولي ..... و خانه اي داشته باشيم در يک صفحه دنج کاغذ .... من روزها کار مي کنم . مي توانم خط کنار يک جاده ي متروک شوم ... يا خط کنار يک نردبان . خط دومي گفت : من هم مي توانم خط کنار يک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم . يا خط کنار يک نيمکت خالي در يک پارک کوچک و خلوت ! چه شغل شاعرانه اي ... !در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند و بچه ها تکرار کردند ...... دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند
ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
اي زيباترين!لحظه اي چندبامن باش مگذارآسمان كوچك چشمانم باراني شود ويادتوازخاطرم جامع فراموشي به تن كند /بايست ولحظه اي چندبامن سخن بگو بگوبراي چه اينگونه مسيح وارمرابردارميكشي؟ غريبه ي آشنايم ازچه بامنوبي من شده اي؟ وعده امان چه شد؟آن همه شوركه درپشت پرده ي نگاهت سايه فكنده بود اينك ازپشت كدامين پنجره طلوع خواهدكرد؟ مگرمرابه سراي كوچك تنهاييت نخواندي؟ چه طورشد؟اين است ميهمان نوازي؟ تومراازكلبه ي بودن باخويش راندي /وحسرت باتوماندنم رابراين دل ماواساختي .اين بودهمان بمان هايي كه ازپشت ديوارسكوت براين دل ميخواندي؟ لحظه اي بامن بمان وبدان دراندوه چشمانت بي شك سواربراسب تندروي مرگ خواهم شد بامن بمان وبادستان سردوتهي مانده ات ازعشق دستان سردولرزانم راياري كن من آنگونه كه تومي انديشي نبودم... عشق تومرااينگونه ازخودبي خودكرد من نيزهمچون توشكيب وبرنابودم تومرابدين سان رهنمون كردي تابه حال به اين انديشيدي كه اين تنهاچگونه بي تو شبهاراروزوروزهاراشب خواهدكرد؟ اين بودهمان هديه اي كه براي جشن تولدم ميگفتي؟ ميدانم ميداني كه ميدانم ديگردرون كلبه ي تنهاييت تصويري ازمن نيست وديگري آشيانت را تسخيركرده باشد!!!!ميروم!!!توبمان وعشق جديد فقط يك سوالم راجواب بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اوبه قدرمن تورادوست دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون كه بود تو بودي اون كه تو قلب تو نبود من بودم . يكي داشت يكي نداشت اون كه داشت تو بودي اون كه جز تو كسي رو نداشت من بودم .................................................... يكي بوديكي نبود/ وقتي اين يكي بود اون يكي نبود وقتي اون يكي بود اين يكي نبود مهم نيست كي بودكي نبود مهم اينه كه هيچوقت اين يكي بااون يكي نبود ............................................................. افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود هميشه يكي بود يكي نبود
اي عاشقاي بي گناه ما همه بي کسيم تنهاييم عين آسمون آواره ايم عين نسيم عاشق هر کسي بشيم آخر بهش نميرسيم
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
اگه گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خود خواهی فقط خود را قشنگ دیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردم اگر تو مهربان بودی ومن نامهربان بودم . برای دیگران بهار و برای تو خزان بودم اگه تو با تحمل گله از خود خواهی ام کردی اگر زجری کشیدی گاهی از زبان من اگررنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من،گناهم را ببخش ........
افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود همیشه یکی بودیکی نبود
به زمین می زنی و می شکنی
بنام لحظه ای که دل ‘ دلتنگ می شود در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند (مردمی که صادقانه دروغ میگویند)
كسي به فكر گل ها نيست
... چراچي شدكه افتادم؟به اين روزي كه ميبيني؟؟؟؟ يه ريز ازعشق مي نالي يه ريز ازعشق غمگيني به جاي زندگي بامن فقط دنبال ايرادي تموم لحظه هامونو توبودي كه هدردادي تمومش ميكني يا نه؟منم مثل خودت خستم* تمومش ميكني يا نه؟پشيمونم كه دل بستم* **** منم جونم به لب اومدازاين حرفاي تكراري توآخرحرمت عشقو نتونستي نگه داري ديگه طاقت نميارم ديگه ساكت نميمونم ازاين كه عاشقت بودم يه جورايي پشيمونم ديگه طاقت نميارم ديگه ساكت نميمونم ازاين كه عاشقت بودم يه جورايي پشيمونم تمومش ميكني يا نه؟؟منم مثل خودت خستم* تمومش ميكني يا نه؟پشيمونم كه دل بستم* شهرام صولتی
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورتگری را نبود این چنینی پریزاد عشقو مه آسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی تو دونسته بودی، چه خوش باورم من شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
|
About![]()
....تنهاترین Archives88/07/22 - 88/07/3088/06/08 - 88/06/14 88/05/22 - 88/05/31 88/04/22 - 88/04/31 88/04/08 - 88/04/14 88/03/22 - 88/03/31 88/03/01 - 88/03/07 88/02/22 - 88/02/31 88/02/08 - 88/02/14 88/01/22 - 88/01/31 88/01/08 - 88/01/14 88/01/01 - 88/01/07 87/12/22 - 87/12/30 87/12/05 - 87/12/21 87/12/08 - 87/12/14 87/12/01 - 87/12/07 87/11/22 - 87/11/30 Links
parastou |